تذکره الولیا

Tags

Imageپیشنهاد می‌کنم یک نفر ترجیحا دانش‌آموخته یا علاقمند جهان‌گردی بیاید مزار عرفایی را که ذکرشان در تذکره‌الاولیا رفته مشخص کند و بعد یک مسیر جامع طراحی کند که بتوان به شکل بهینه‌ای همه را زیارت کرد اسمش را هم بگذارد تور تذکره الاولیا و حتما پایان تور ختم شود به مزار مبارک شیخ فریدالدین عطار نیشابوری. اولین ثبت نام کننده‌اش هم خودم – بسیار کسان که جان شیرین * در پای تو ریزد اولا من –

اصلا اسم اژانس باشد تذکره الولیا یا عطار یا اسم یکی از عرفا مثلا سلطان العارفین بایزید؛ من هم توی مسیر برای اعضای تور ذکر منصور حلاج را بخوانم و گریه کنم .

تا آن تور راه بیفتد محشور باشید با تذکره الاولیا / شیخ فریدالدین عطار نیشابوری / به اهتمام رینولدالین نیکلسون

 

 

Image

The Ides of March

The Ides of March

زندگی، نه که بی‌رحم، اما بی‌تفاوت‌تر از آن است که اشتباهات آدم را نادیده بگیرد.
جمله قصار از خودم تحت تاثیر فیلم :
The Ides of March
محصول 2011 آمریکا
کارگردان: جورج کلونی
نویسندگان: جورج کلونی و گرنت هسلوف

معمای کسپر هاوزر

 kaspar

در جشنواره کن سال 1975 که جورج‌روی‌هیل و دیگران به ریاست جین مورو در رقابت بین بخش ویژه – کوستا گاوراس – ، مسافر – آنتونیونی – ، لنی  -باب فاسی-، آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند – اسکورسیزی- ، معمای کسپر هاوزر – هرتزوگ – و …  نخل طلا را به تاریخچه سالهای آتش – محمد همینه – دادند جایزه ویژه هیات داوران و جایزه فیپرشی به فیلم معمای کسپر هاوزر رسید که ورنر هرتزوگ باز هم شبیه بقیه کارهایش با دیدی مستندگون به سراغ سوژه‌ای عجیب رفته بود.

کسپرهاوزر که به دلایلی نامعلوم از کودکی در اتاقی ایزوله زندانی شده ناگهان در سنی حدود 18 الی 20 سال سر از اداره پلیس درمی‌آورد بی آن که خواندن بلد باشد و نوشتن، بی آنکه حتا درست راه رفتن بلد باشد و یا نشستن پشت میز. تنها کاغذی در دست دارد که از یابنده او تقاضا می شود به او کمک کند. ادامه داستان کسپر هاوزر را می توانید در فیلم اشاره شده ببینید اما نکته ای که در این فیلم ماندنی و محل اندیشیدن است چیز دیگری است:

صحنه‌ای در فیلم معمای کسپر هاوزر وجود دارد که یک کشیش سعی دارد این باور ذهنی خود را که ایمان به خدا یک امر فطری و غریزی است در حرف زدن با کسپر هاوزر به اثبات برساند. فطرت و غریزه کسپر هاوزر اما به کلی خالی از هر باور ایمانی است. نکته‌ی سهل و ممتنعی است. سهل و ممتنع ازین بابت که دو رویکرد کاملا متفاوت و روبروی هم  می‌توان به این موضوع داشت. رویکرد اول اینکه باور به خدا یک امر فطری و غریزی نیست و این صرفا یک باور القایی است که فرض کنیم انسان ذاتا، فطرتا و به صورت غریزی درکی معنوی از وجود خدا دارد شاهد و نمونه‌اش هم همین کسپر هاوزر؛ نتیجه دم‌دستی و اولیه‌ای هم که به ذهن متبادر می‌گردد این است که اصولا مسایل قدسی مسایل موهومی هستند در ذهن و ذات و فطرت آدمی هیچ باور ایمانی و قدسی نیست. رویکرد دوم اما این است که بدیهی است که یک ذهنیت تربیت نشده و آموزش نیافته قادر به درک موضوع متعالی ایمان به خدا نیست. برای رسیدن به چنین مرحله ای نیاز به آموزش ذهنی و تربیت فکری هست.

به نظر، بسیار منطقی‌تر است اگر رویکرد واپسگرایانه هم از نظر تاریخی و هم از نظر مدل ذهنی – حرکت از دانش و اندیشه به سمت فطرت و غریزه – را در مسیر درک باورهای ذهنی کنار گذاشته و برای پذیرش یا  رد هر باوری به خرد متعالی و تربیت شده ی انسان تکامل یافته تر اعتماد کنیم.

Jeder für sich und Gott gegen alle

معمای کسپر هاوزر

The Enigma of Kaspar Hauser

محصول 1974 آلمان غربی

نویسنده و کارگردان: ورنر هرتزوگ

 برنده جایزه ویژه هیات داوران و جایزه فیپرشی از جشنواره کن 1975

از غربتی به غربت دیگر

یکی از کابوس‌هایم اسباب‌کشی بعدی است؛ اسباب کشی بعدی حکمن از قبلی‌ها وحشتناک‌تر خواهد بود. با این همه اثاثی که زینب خریده راضیم  در همین خانه بمیرم.

می گویند هر سه بار اسباب‌کشی معادل یک‌بار آتش‌سوزی است‌. با این حساب اسباب کشی بعدی من شاید معادل یک آتشسوزی باشد به علاه یک بار در معرض سیل قرار گرفتن.

الآن که دارم بیشتر فکر می‌کنم همه‌ی عمرم در حال اسباب کشی بوده‌ام.  در جبهه‌های مختلف اسباب کشیده ام از محله‌ای به محله‌ای دیگر، از وبلاگی به وبلاگی دیگر، از دختری به دختر دیگر.  زینب که زنم شد و فکر میکنم این وبلاگ هم وبلاگ آخرم باشد و این خانه ی محله ی نوروز آباد هم خانه آخر.

حس غریبی است؛ بیایید دور من جمع شوید نصیحتتان کنم. با خودتان چند ترکه هم بیاورید که بتوانید تک تک بشکنیدشان ولی با هم نه